سایت شخصی صادق سلمانی

ولتست، یادگیری ماشین، پایتون، فرازآوری مصنوعی

سایت شخصی صادق سلمانی

ولتست، یادگیری ماشین، پایتون، فرازآوری مصنوعی

سایت شخصی صادق سلمانی

مطالبی که در این سایت نوشته می‌شود به منزله تخصص من در آن‌ها نمی‌باشد، بلکه صرفاً آغازی است در مسیری طولانی برای یادگیری بهتر و عمیق‌تر.

آخرین نظرات

چگونه نرم‌افزارها را یاد بگیریم؟

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۳۳ ب.ظ


در این مطلب قصد دارم برخی از پیشنهادهای دو سه نفر آدم متخصص و دارای تجربه صنعتی رو بگم که در این دو سال به من منتقل کرده‌اند.


۱- اپراتور نباشیم. یکی از اساتید دانشکده نفت میگفت اگر همین حالا بروید و یک نفر دیپلمه رو از خیابان بیارید، او هم در عرض چند ساعت میتواند کار با یک نرم‌افزار را یاد بگیرد و از آن ران بگیرد. مهم این هست که بتونیم از پشت نرم‌افزار سر در بیاریم. مثلا وقتی ۱۰ ثانیه طول میکشه تا نرم‌افزار سفیر فرایند رگراسیون رو انجام بده، باید دقیقا متوجه بشیم که در این مدت نرم‌افزار داره چه معادلاتی رو حل میکنه. یا مثلا اگر فرایند ران گرفتن از اکلیپس ۵ دقیقه طول میکشه، باید کاملا بفهمیم که چه نوع معادلاتی و برای چه اجزایی داره حل میشه. به نظرم باید پیش فرض ما این باشه که قراره خودمون کل نرم‌افزار رو کدنویسی کنیم و برای همین هم باید چم و خم و زیر و بم اون رو درک کنیم. یک موقع بعد از یاد گرفتن ران گرفتن از یک دیتافایل توهم تسلط به اون نرم‌افزار به ما دست نده و مدام تو رزومه‌مون داشتن مدرک برای فلان نرم‌افزار رو تو سر این و اون نزنیم.

۲- توانایی درک خروجی ها. برای مثال وقتی شما از نرم‌افزار سفیر یا اکلیپس خروجی میگیرید تازه اول کار است. باید توانایی این رو داشته باشیم که کوچکترین انحرافات غیرنرمال و پدیده ها رو تحلیل کنیم و به چرایی آنها برسیم. باید به این توانایی رسیده باشیم که برای تک تک نمودارها و پارامترهای گرفته شده از نرم افزار توضیحات دقیق و علمی بنویسم. باید بتونیم روند تک تک نمودارها رو تحلیل کنیم. اینطوری نباشه که به خروجی‌های نرم‌افزار به عنوان چندتا عکس نگاه کنیم و اونها رو بچسبونیم تو گزارش‌هامون. این کار، کار همون آدم دیپلمه یا فرد بی‌سواد است.

۳- آنالیز حساسیت. شما در برخی از نرم‌افزارها مثل سفیر باید بین داده‌های واقعی و مدلهای تحلیلی یا عددی یک انطباق خوبی حاصل کنید. حالا دو تا کار در اینجا انجام میشه. آدمی رو میشناسم که حتی قبل از انجام فرایند مچ‌گیری، خودش با دیدن همزمان نمودار مشتق فشار، نیمه لگاریتمی و کارتزین و همچنین در نظر گرفتن سایر خواص و زمین‌شناسی مخزن، سریعا مدل مخزن و مرز رو حدس میزنه. خب این جز با تجربه بدست نمیاد. حالا کاری که اکثر ما میکنیم این هست که به طور شانسی و تصادفی اینقدر مقادیر پارامترها رو بالا و پایین میکنیم تا بالاخره نمودارها منطبق شوند. حداقل انتظاری که از خودمون باید داشته باشیم این هست که نحوه تاثیر هر پارامتر بر فرایند مچ‌گیری را به طور کامل درک کنیم تا مجبور به اتلاف زمان در کارهای سعی و خطا نشویم. یعنی در هر نرم‌افزار و موردی باید حساسیت سنجی نسبت به پارامترهای مخالف رو انجام و درک کنیم.

۴- برخی ها این توهم رو دارند که چون ۱۰ ساعت در کلاسهای فلان موسسه شرکت داشته‌اند و در انتها نیز یه مدرک مزین شده با مهر وزارت علوم را دارند، پس حالا غول اون نرم‌افزار شدن. همه‌مون در جریانیم که اهمیت این مدرک‌ها صفر شده و اگر شما بخواهید در یک جایی به روش عادلانه استخدام بشوید، خود مصاحبه کننده با طرح پرسش‌هایی به میزان تسلط شما دست پیدا میکنه. پس به جای وقت تلف کردن در کلاس‌ها، با یکی دو تا مهندس با تجربه ارتباط برقرار کنید و از او چم و خم کار رو یاد بگیرید. اول خودتون منوال نرم‌افزار رو بخونید و با نرم‌افزار کار کنید تا مقدماتش رو بلد بشید، بعد از اون هم سعی کنید با یک سری داده و مثال بازی کنید تا دستتون راه بیفته. این بهونه رو هم نیارید که هیچ کس رو نمیشناسم که کمکم کنه! این مشکل من نیست و فقط یک بهونه هست. اگر واقعا احساس نیاز کنید، حتما یک نفر رو پیدا میکنید تا به شما کمک کنه. 

تو این دوره فقط یاد گرفتیم بگیم همه چی پارتی بازیه، کار نیست، قدرمون رو نمیدونن، کسی کمک نمیکنه، استادا بی‌سوادن و غیره. اما دریغ از اینکه دو سال عین آدم روی افزایش مهارت‌هامون وقت بذاریم. 

دوست عزیز با پول خرج کردن برای گرفتن مدرک ارشد در فلان دانشگاه یا مدرک فلان موسسه رو گرفتن کسی به جایی نرسیده و شما هم دست از این راه بردار. همه معادلات عوض شده. نمیدونم چرا اینقدر بعضی از ماها رو متوهم بار آوردن! خب الان به گربه سر کوچه هم بگی چکاره‌ای، در جوابت میگه یه مدرک ارشد آزاد (یا حتی دولتی) دارم،  دوره‌های ۱۲ تا نرم‌افزار رو شرکت کردم و مفتخر به دریافت سرتیفیکیت با مهر وزارت علوم شده‌ام، ۶ تا مقاله پولی در کنفرانسهای بین‌المللی چاپ کرده‌ام، به سه زبان زنده دنیا مسلطم و اکنون نیز بیکارم!! شاید تمام مشکلاتمون سر همین اعداد و ارقام و ظاهر بازی‌هاست. شاید بهتر باشه کمی متمرکزتر و متفاوت‌تر به قضیه نگاه کرد. شاید بهتر باشه به جای ۴ تا نرم‌افزار، ۲ تا رو کاملا کاربردی و حرفه‌ای یاد گرفت.


پ.ن: من با شماره تلفن و آی دی اصلی خودم در هیچ گروه و کانالی عضو نیستم. یک شماره دیگه‌ای دارم و هفته‌ای یک بار شیفت میدم به اون شماره و چرخی در گروه‌ها میزنم. دو روز هست که هرجا میرم یک سری آدم که به اندازه یک جو هم ارزش ندارن، مدام بر طبل بیکاری میزنن. خب تو اگه با اون مدرک‌هات متوهم شده بودی و در دانشگاه مثل حباب رشد کرده بودی، این رو به بقیه بسط نده. هر کس در حد خودش تلاششو میکنه. درسته اوضاع کار چه در ایران و چه در خارج از کشور فعلا رضایت بخش نیست ولی بیایید خودمون هم با صرف نظر کردن از نام‌نویسی در این دانشگاه‌های سر کوچه‌ای، مانع از تولید این همه فارغ‌التحصیل متوهم و طلبکار بشیم. جالبه که هرچه این آدما بی‌سوادتر باشن، محکم‌تر بر طبل بیکاری و پارتی بازی میزنن. وگرنه آدمی که به خودش و سوادش اعتماد داشته باشه، به جای رسوا کردن خودش در یک گروه چند صد نفری میره در به در دنبال کار پیدا کردن تو شرکت‌ها و پاشنه آشیل اونها میشه.


ببخشید که این قدر پرحرفی کردم. ✋️
این نوشته را نیز بخوانید: می‌خواهم مهارت‌های نرم‌افزاری خودم را افزایش بدهم.

۹۶/۰۳/۲۸
صادق سلمانی

نظرات  (۱)

۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۱ یاور مشیرفر
نمیدونم چرا، ولی عمدتا احساس من برای ورود به حوزه نفت به عنوان «زمین شناس سرچاه» به دلیل همین جو نرم افزاری و مدارک مختلف آن همواره چندان مثبت نبوده است. هر جایی (مپنا، Schlumberger Well Services، چاه پیمایی ایرانیان، پتروپارس زاگرس، کیسون و ...) که درخواست شغل دادم، تأکید کردم که نیازمند یک دوره آموزشی شش ماهه برای ورود به صنعت نفت هستم و برایم مهم نیست که این دوره در اهواز باشد یا چهارمحال و بختیاری یا لامرد شیراز. مهم بود که یک جایی این همه مفاهیم چینه شناسی که می دانستم را در مقیاس زیرسطحی آزمایش کنم و دوباره بفهمم. هرگز اما نشد که وارد این حوزه بشوم (به جز موردی که اخیرا توسط یکی از دوستان برای مخازن کنگان پیشنهاد شده است). 

شاید یکی از موارد علاقمندی من به مباحث مدیریتی، توسعه انسانی و هم چنین «خدمات» در این نکته بود که در صنعت نفت، روح من ارضا نمی شد. درست است که هر جای دیگری که میروم برای درخواست کار، ابتدا مدرک دانشگاهی را ارزیابی میکنند، اما در مواردی مانند نوشتن برنامه مارکتینگ و مدیریت پروژه و مدیریت فرآیند چند سایت گردشگری، نتایج فراتر از انتظارشان بود. 

بعضی وقت ها در حسرت این میمانم که کارفرمای باشعوری باشد که اولین سؤالش «مدرک تحصیلی» نباشد و این که چرا با وجود علاقمندی ام به مدیریت پروژه - فرآیند یا مارکتینگ و مباحث مدیریتی، چرا رفته ام و زمین شناسی خوانده ام. وقتی توضیح میدهم که «زمین شناسی» عشق و علاقه و همه زندگی من بود، هر چند از روز اول هم شاید میدانستم که در بازار کار ایران، زمین شناس و به خصوص چینه شناس آن قدر موقعیت کاری ندارد و از کار دولتی برای سازمان و شرکت نفت هم خیلی دل خوشی ندارم، چشمانشان گرد می شود که مگر می شود کسی از کار دولتی بدش بیاید.

راستش را بخواهی غیر از آن ها من هم در حال ارزیابی شان به عنوان یک کارفرمای قابل اعتماد و کاری میشوم. این سیستم کارفرمایانی که هنوز به اهمیت خودشان (بخش خصوصی) و ضرورت نقش سازنده خودشان در اقتصاد کشور معتقد نیستند، برای منی که قرار است کارمندشان باشم هم قاعدتا آن ارزشی را که انتظار دارم قائل نمی شوند. لذت بخش ترین بخشش، دادن پاسخ «چند روز پیش از تماس شما من کار پیدا کرده ام و مشغولم» به آن هاست. 

با مهر
یاور مشیرفر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی