سایت شخصی صادق سلمانی

ولتست، یادگیری ماشین، پایتون، فرازآوری مصنوعی

سایت شخصی صادق سلمانی

ولتست، یادگیری ماشین، پایتون، فرازآوری مصنوعی

سایت شخصی صادق سلمانی

مطالبی که در این سایت نوشته می‌شود به منزله تخصص من در آن‌ها نمی‌باشد، بلکه صرفاً آغازی است در مسیری طولانی برای یادگیری بهتر و عمیق‌تر.

آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متخصص» ثبت شده است

جان اف کندی (رئیس جمهور اسبق آمریکا) در یکی از سخنرانی‌های خودش جمله خیلی زیبایی رو میگه: نگویید دولت و کشور برای من چه کرد، بگویید من برای کشورم چه کردم.

اگر در این مدت دقت کرده باشید برخی نامزدهای انتخاباتی می‌گویند من فلان میلیون شغل ایجاد می‌کنم یا مثلا فلان تعداد آدم بیکار رو یارانه می‌دهم و غیره. من کاری به سیاست و این حرفا ندارم. مشکلم با نوع نگاه خود ماست. خب مطمئناً اون کاندیدای محترم یک چیزی دیده که اینطوری تبلیغ میکنه. یقیناً او پی برده است که ما ایرانی‌ها دنبال کار کم، کار پشت میز نشینی، پول مفت ماهیانه و تلاش کم هستیم که  اینگونه تبلیغ می‌کند. همون روز به خودم آمدم و گفتم ببین کارمان به جایی رسیده که باید در یک سایتی ثبت نام کنیم و منتظر بمانیم تا یک شغل برای ما پیدا شود و آن هم شغلی که درآمدش فقط برای زنده ماندن خوب است! خب این وسط جایگاه خدا چی میشه؟ یعنی من دارم  علناً توحید رو زیر پا میذارم و به جای اینکه به خدا توکل کنم و تلاشم رو در حد نهایتش انجام بدهم، سریع در یک سایت ثبت نام می‌کنم و بعدش بیکار در خانه می‌نشینم تا دولت برایم کار پیدا کند! خدا شاهده هنوز در بین دوستانم چنین افرادی هستند که در خانه نشسته‌اند که دولت برای آن‌ها کار پیدا کند.

مشکل ما این هست که دوست نداریم از کم شروع کنیم و به تدریج بالا برویم. از همان اول حقوق ماهیانه میلیونی می‌خواهیم. از همان اول خودمون رو با مهندسی مقایسه می‌کنیم که با ۱۰ سال سابقه کار چنین حقوقی را دریافت میکنه. یکی از مهندسان مناطق نفت خیز جنوب که اتفاقا با مدرک لیسانس هم در آنجا کار می‌کنه (با سابقه احتمالا ۱۰ تا ۱۲ ساله) اینقدر به نرم‌افزارهای شبیه‌سازی تسلط داره که الآن در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شده و خودشان نرم‌افزار تولید می‌کنند و درآمدش هم بالاست. دقت کردید: مدرک لیسانس، تخصص بسیار زیاد روی کدنویسی و نرم افزارها، درآمد چندین میلیونی و بیش از ۱۰ سال سابقه کار. همه این‌ها با هم لازم هستند.

این نگاه که چرا دولت مرا استخدام نمیکنه یک نگاه از جایگاه ضعف هست. به قول خیلی از افراد با تجربه صنعت، آدم متخصص بیکار نمیمونه. پس اگر بیکاریم، مهارت خاصی نداریم. اگر خود من الآن نمی‌توانم در حین سربازی کار کنم و پول در بیاورم، به دلیل آن است که هنوز آنقدر مهارت و تخصص ندارم و گرنه خیلی‌ها هستند که با شرایط مشابه من در حال کسب درآمد هستند. مشکل ما این هست که عادت به آب باریکه کرده‌ایم. باید عادت کنیم از کم شروع کنیم و فکر استخدام دولتی و پشت میز نشینی را از کله خود بیرون کنیم.

جدیداً کسانی که مدام از بیکاری و استخدام دولتی و اینجور چیزها حرف می‌زنند رو سریعاً از دایره دوستانم حذف می‌کنم. حس می‌کنم اینها امید و توکلشون به خدا رو از دست دادن.

پی نوشت یک: طبق قراری که گذاشته بودیم، ۴ نفر از دوستان همراه سایت را در نمایشگاه دیدم و یک سری فایل ویدئویی آموزش اکلیپس در اختیار آن‌ها گذاشتم که واقعا فایل‌های خوبی هستند و ان شاءالله که با دقت آن‌ها را ببینند و یاد بگیرند.

پی نوشت دو: چقدر چینی در نمایشگاه اومده بود.


۱ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۵
صادق سلمانی


در این مدت سوالات متعددی از من شده است که در حال انجام چه کاری هستم و چه تصمیمی برای آینده ام دارم. به صورت پراکنده به اینگونه سوالات جواب داده ام ولی حدود دو ماه است که در حال گردآوری آموخته هایم در این چند سال اخیر هستم تا بتوانم آن را در قالب یک فایل الکترونیکی ارائه کنم.

من در دو سال اخیر به افراد متخصص و با تجربه بسیاری در شرکت ها و دانشگاه های مطرح ایران و دنیا ایمیل زده ام و سوالاتم را پرسیده ام. سعی کرده ام در این کتاب الکترونیکی برایند آن ها را برای شما بیان کنم.

سوالاتی از قبیل:

  • اپلای کنم یا نه؟
  • دکترا بخوانم یا نه؟
  • کدام دانشگاه ادامه تحصیل بدهم؟
  • چه گرایشی بروم؟
  • چه مهارت هایی کسب کنم؟
  • چگونه توانمندی ها و مهارت هایم را بیشتر کنم؟
  • چگونه فردی متخصص بشوم؟
  • چه نرم افزارهایی مهمتر هستند؟
  • چگونه حوزه مورد علاقه ام را پیدا کنم؟
  • چگونه درآمد کسب کنم؟
  • چگونه روی برند شخصی خودم کار کنم؟
  • و سوالات متنوع دیگر


برخی از سرفصل های کتاب را در زیر آورده ام:

1- با فقط بخشی از پول اپلای چه کارهایی می توانیم در ایران انجام دهیم تا به درآمد و تخصص بیشتری برسیم؟

2- اهمیت ریاضیات در آینده هر مهندس؟

3- چگونه به کدنویسی علاقمند شویم؟ چه زبانی را انتخاب کنیم؟

4- چگونه هندبوک شخصی خود را تألیف کنیم و از آن در مسیر پیشرفت تخصصی خود کمک بگیریم؟

5- اهمیت فهم و درک پشت صحنه نرم افزارها؟

6- چرا انجام پروژه با داده های واقعی کارایی ما را افزایش می دهد؟

7- چگونه با وبلاگ نویسی و تولید محتوای اصیل، یک رزومه آنلاین برای خود ایجاد کنیم؟

8- چرا تهیه گزارش از پروژه ها و فعالیت هایمان حائز اهمیت است؟

9- چند نکته در مورد کنکور ارشد نفت

10- آیا در این اوضاع و شرایط باید تغییر رشته دهیم؟!!

11- مجلات و کنفرانس ها و دوره های آموزشی رو پیگیری کنید

12- تمرکز و تخصص گرایی در انجام فعالیت ها

و ...

در این کتاب قصد دارم که جواب ایمیل هایم را به صورت طبقه بندی شده بگویم. البته مطالب کتاب بر اساس تجربیات خودم و مسیر کاری و تحصیلی خودم نوشته شده است ولی مطمئناً برای شما هم بسیار مفید خواهد بود. در هر صورت من سعی کرده ام تمام نکاتی که را از سال 92 تا حالا در دفترچه ام نوشته ام را در این کتاب نیز بیان کنم. همچنین خاطرات خودم در مورد نحوه یادگیری برخی مهارت ها را نیز در آن نوشته ام.

سعی کنید در ایام نوروز این کتاب الکترونیکی را مطالعه کنید و به رفرنس های آن نیز مراجعه کنید. در جاهای مختلفی به محمدرضا شعبانعلی عزیز ارجاع داده ام؛ چراکه در این سال ها بسیار از او آموخته ام. به قدری که سال ها زمان می برد به همه آن ها عمل کنم.


عنوان کتاب الکترونیکی: تصمیم من برای این روزهای شدیداً رقابتی در صنعت نفت

نویسنده: صادق سلمانی

تعداد صفحات: 31 صفحه

سال انتشار: اسفند 95

موضوع کتاب: راهنمای عملی دست‌یابی به تخصص در حوزه‌های مورد علاقه‌تان



قیمت محصول: 10 هزار تومان 



دوستانی که این کتاب را تهیه می کنند، تقاضا دارم بعد از مطالعه دقیق کتاب، نظرات و تجربیات خود را در مورد این کتاب در زیر این پست با سایر افراد به اشتراک بگذارند.
۰ نظر ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۱۶
صادق سلمانی

قضیه از این قراره که این طرف با معدل بالا و تحصیل کرده در دانشگاه MIT و همچنین دارنده مدال طلای المپیاد ریاضی، در دانشکده پزشکی هاروارد قبول شده ولی توانایی پرداخت هزینه دانشگاه رو نداره و دنبال این هست که بتونه بورسیه دانشگاه را بگیره. از طرفی 76 نفر برای تصاحب این بورسیه در حال رقابت هستند که یکی از یکی بهتر و قوی تر است.

واقعا همین حالا یک سوالی از خودمان بپرسیم: 

آیا تخصص یا مهارت و یا ویژگی منحصر به فردی داریم تا بتوانیم دیگران را نسبت به خودمان قانع کنیم؟

۰ نظر ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۱۳
صادق سلمانی


چندین سال بود که هرچه اراده می کردم تا یک زبان برنامه نویسی را یاد بگیرم، هر بار نیمه تمام رها میشد. یک مدت متلب کار کردم و چندین آموزش ویدئویی از سایت فرادرس تهیه کردم و حتی حدود شصت صفحه جزوه هم نوشتم ولی در نهایت به انجام پروژه ختم نشد و آن را کنار گذاشتم. در یک بازه زمانی، به دلیل شغل پسرخاله ام که برنامه نویسی با سی شارپ است، این زبان را نیز شروع کردم ولی باز رها شد. آن موقع با هر بار رها شدن یادگیری برنامه نویسی، بسیار خودم را سرزنش می کردم و تصور می کردم که استعداد این کار را ندارم. 

چند ماه پیش بود که دوباره تصمیم گرفتم برنامه نویسی را شروع کنم. ولی این بار واقعاً نیاز داشتم که یاد بگیریم. در یک پروژه ای که کاملاً به صورت اختیاری آن را استارت زده بودم، مجبور شدم که یک الگوریتم ریاضیاتی را کدنویسی کنم. در ابتدا از چند تا از دوستانم خواستم که آن را در متلب برای من کدنویسی کنند و در اختیارم قرار دهند. ولی هر بار از انجام آن طفره رفتند و در نهایت خودم ماندم و خودم.

این شد که تصمیم گرفتم شروع کنم، ولی با راه حلی متفاوت. در سایت دانشگاه های مختلف و برتر دنیا جستجو کردم تا ببینم آن ها چه زبانی را تدریس می کنند. بعد از دو سه روز زبان مورد نظرم را یافتم. حال به مرحله یادگیری آن زبان رسیده بودم. به طور اتفاقی متوجه شدم که سایت فرادرس آموزش ویدئویی آن زبان برنامه نویسی را دارد. بنابراین، سریعاً آن را خریدم و در حدود سی ساعت فیلم آموزشی دیدم و جزوه نوشتم. فکر می کنم الآن جزوه ام حدود هشتاد صفحه هست. از آنجایی که تا به حال اسم این زبان را نشنیده بودم و همچنین کسی نیز به من معرفی نکرده بود، اشتیاق زیادی برای یادگیری آن داشتم و لذت می بردم. پس از چندین روز، کل آموزش ها را مشاهده کردم و کلیات آن را یاد گرفتم. یک شب بعد از دفاع از پایان نامه ارشدم، در حالیکه تنها در اتاق بودم و همه دوستان به خانه رفته بودند، تصمیم گرفتم که آن الگوریتم را کدنویسی کنم. خلاصه حدود 5 ساعت وقت گذاشتم و در نهایت موفق به کدنویسی آن شدم. چنان لذتی داشت که نگو. به قول معروف نیازی به منت کشی کسی نیز نبود. 

قصدم از این مطلب این هست که بگویم بهترین راه حل برای یادگیری آن است که در ابتدا یک مسأله برای خودمان تعریف کنیم و در حقیقت فرایند یادگیری به صورت پروژه-محور باشد. این در حالی است که اکثر ما، ابتدا چندین نرم افزار را یاد می گیریم و سپس به فکر استفاده از آن ها می افتیم. برای همین هست که همیشه همه کاره و هیچ کاره ایم. همه نرم افزارها را بلد هستیم ولی دقیقاً نمی دانیم که کجاها مورد استفاده قرار می گیرند و در پشت نرم افزارها چه خبر است. خیلی سخت است که ابتدا یک نرم افزار را یاد بگیریم و سپس به فکر ایجاد راه هایی برای استفاده از آن ها و کسب درآمد باشیم. پیشنهاد مناسب آن است که تا زمانی که به مسأله ای برنخورده اید و یا چالش و درگیری ذهنی ندارید، سراغ یادگیری هیچ نرم افزاری نروید؛ چرا که به سرعت فراموش می کنید و یادگیری شما کاربردی نخواهد بود.

بهترین ایجاد کننده انگیزه در وجود من برای یادگیری هر موضوع جدیدی، کسب درآمد از آن و تبدیل مستقیم دانش به ارزش می باشد؛ خواه در کوتاه مدت و خواه در بلند مدت.

۱ نظر ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۰۴:۵۴
صادق سلمانی


یکی از چالش های اصلی امروز ما این هست که علاقه خاصی به دانستن همه چیز داریم و دوست داریم که مطالب زیادی را بلد باشیم. 

هرچقدر که شما در مورد یک نرم افزار کتاب بخرید و دوره بروید باز هم جای ساعتی تمرین را نخواهد گرفت. به همین دلیل جمع آوری اطلاعات به تنهایی نه تنها هیچ کمکی به ما نمی کند بلکه اعتماد به نفس ما را نیز کاهش می دهد.

بنابراین هیچگاه نباید اجازه بدهیم که انباشت اطلاعات باعث شود که از انجام و به کار بستن تمرینات خودداری کنیم.


تذکر: این مطلب را مدتی پیش با الهام از یک سایتی نوشته بودم ولی متأسفانه الآن منبع را به خاطر نمی آورم.


۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۴۵
صادق سلمانی


هر چیزی رو که بلد نیستید و فکر میکنید یک روزی شما رو به دردسر خواهد انداخت، هرچه زودتر یاد بگیرید!

۰ نظر ۰۱ دی ۹۵ ، ۰۲:۴۸
صادق سلمانی

پروفسور گرینگارتن (Alain Gringarten) در حال حاضر استاد دانشگاه امپریال کالج لندن هست، جایی که مدیریت مرکز مطالعات نفت را نیز بر عهده دارد. مرکز مطالعات نفت بر تحقیق و آموزش در چارچوب مهندسی نفت متمرکز است.

دکتر گرینگارتن یک متخصص مشهور در تجزیه و تحلیل داده های چاه آزمایی و نویسنده مقالات بسیاری در این زمینه می باشد. ایشان در بسیاری از مطالعات مشاوره ای حضور داشته و دوره های آموزشی بسیاری در زمینه تفسیر داده های چاه آزمایی در سرتاسر جهان برگزار کرده است. او همچنین در تعدادی از دانشگاه ها نیز در مقطع کارشناسی ارشد تدریس کرده اند که عبارتند از: دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه استنفورد و موسسه IFP فرانسه.

تحصیلات ایشان:

  • مقطع کارشناسی ارشد (1969): مهندسی نفت - دانشگاه استنفورد
  • مقطع دکترا (1971): مهندسی نفت - دانشگاه استنفورد
او همچنین عضو انجمن مهندسان نفت (SPE) نیز می باشد.

قبل از اینکه پروفسور گرینگارتن در سال 1971 به دانشگاه امپریال کالج لندن بپیوندد، 25 سال تجربه کار در صنعت نفت را داشته اند.

از سال 1983 تا 1997 او تجربه کار در شرکت های نرم افزاری، اکتشاف و تولید (آمریکا و آسیا)، مدیریت ارشد و معاونت اجرایی را داشته اند. 

از سال 1978 تا 1983 توسط شرکت شلومبرژه استخدام شد. او مسئول توسعه و اجرای چاه آزمایی در سرتاسر جهان بود و همچنین مسئول آزمایشگاه PVT در این شرکت (فرانسه) بود. سپس به عنوان مدیر مهندسی در شرکت شلمبرژه (هوستون) خدمت کرد.

از سال 1973 تا 1978 از مدیر پروژه یکی از شرکت ها در فرانسه بود و روی موضوعاتی مانند زمین گرمایی، ذخیره سازی زیر زمینی گرما، آب های زیر زمینی در آبده های شکافدار و دفع زباله های رادیواکتیو کار می کرد. 

از سال 1970 تا 1972 محقق موسسه Miller (دانشگاه کالیفرنیا در برکلی) بود که در زمینه تحقیقات علوم پایه کار می کردند.

در طول سال های 1973 تا 1978، دکتر گرینگارتن یک متخصص برای یک برنامه تحقیقاتی بود که در زمینه انرژی زمین گرمایی کار می کردند. همچنین مشاور آزمایشگاه Lawrence Berkeley در دانشگاه کالیفرنیا بود که در زمینه زمین گرمایی و دفع زباله های رادیواکتیو کار می کردند. او همچنین نماینده دولت فرانسه برای کمیته CCMS ناتو بود. 


گرینگارتن سهم عمده ای در پیشرفت های علم چاه آزمایی دارد. او یک سری منحنی های الگو نیز با نام خود دارد (Gringarten type curves). او تحقیقات فراوانی بر روی ولتست در مخازن گاز میعانی انجام داده است و در سال های اخیر تمرکز زیادی بر روی مبحث دیکانولوشن گذاشته اند. یکی از اخرین مقالات ایشان هم در مورد دیکانولوشن در مخازن شیلی می باشد.

دانلود کلیپی کوتاه از دکتر گرینگارتن

پی نوشت: در تصویر بالای صفحه، فرد سمت راست دکتر گرینگارتن و فرد سمت چپ دکتر عباس فیروزآبادی هستند.

۰ نظر ۰۴ آبان ۹۵ ، ۱۵:۰۴
صادق سلمانی

دیروز عصر، کتاب «معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی» (نویسندگان: محمود حصارکی، مرتضی فتوحی) رو خریدم. این کتاب به دانشجویان ارشد مندسی مکانیک در دانشکده فنی دانشگاه تهران تدریس میشه. البته مطمئنا در خود دانشگاه شریف و سایر دانشکده ها هم استفاده میشه. همون طور که قبلا در این پست گفته بودم، برای اینکه بتونم سطح معلوماتم رو نسبت به ولتست افزایش بدم چاره ای جز تقویت ریاضیات خودم ندارم؛ هم باید مقاله بخونم و معادلات ریاضی اونها رو درک کنم و هم باید کتاب و رفرنس بخونم. این کار زمان بر هست ولی شک ندارم که آینده خوبی داره و فقط باید صبر داشته باشم.

قرار نیست که از همان ابتدای کار لغت به لغت کتاب رو بخونم، بلکه سعی می کنم به اندازه فهمم یک دور بخونم تا کلیات رو متوجه بشم و بعد دوباره با مراجعات مکرر به اونها به تثبیت یادگیری های خودم بپردازم.

به نظرم بر خلاف اینکه تصور میشه در مهندسی نفت ریاضیات جایگاهی نداره (و یا حداقل دانشجویان و اساتید اهمیت چندانی به این علم نمی دهند)، اتفاقا کاربرد بسیار زیادی داره و هرچه به سمت جلوتر میریم کسی که ریاضیات قوی ای داشته باشه به منزله داشتن برگ برنده در رقابت های کاری هست.

من یکی دو سال خودم رو درگیر سوال از این و اون کرده بودم و همه جور مشورتی با همه می کردم، البته یک مقداری هم افراط کرده بودم و باعث شده بود سردرگم بشم؛ ولی الآن همه چیز روشنه و فقط باید اجرا کنم. علاقه های خودم رو پیدا کرده ام و نیاز به صرف وقت و هزینه دارم تا بتونم در اونها متخصص بشم. شما هم حتما علاقه های خود رو پیدا کنید و سریع استارت بزنید.

پی نوشت: خوشحال میشم با کسانی که ریاضیات قوی ای دارند ارتباط داشته باشم:)

۲ نظر ۱۶ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۶
صادق سلمانی

نسیم طالب، دانشمند لبنانی‌الاصل ساکن آمریکا را از بزرگترین دانشمندان معاصر جهان در حوزه‌ی آمار و تحلیل ریسک می‌دانند. مشهور است که وی، یکی از گران‌قیمت‌ترین سخنران‌های حوزه‌ی مالی است و تحلیل‌هایش چنان دقیق و ارزشمند است که نشریات بزرگ، از ماه‌ها قبل از مصاحبه با او وقت می‌گیرند و منتظر می‌مانند.

بخشی از کتاب Antifragile او:

در یک محیط ساختارمند، ممکن است بعضی‌ها در مقایسه با بعضی دیگر، هوشمند‌تر باشند.

در واقع مدرسه‌ها این نوع سوگیری را دارند. آنها محیطی ساختارمند می‌سازند و به افرادی که در این محیط، هوشمندانه‌تر عمل می‌کنند امتیاز می‌دهند و هزینه‌ای که برای این سوگیری پرداخت می‌شود، ضعف این افراد در بیرون این محیط ساختاریافته است.

من خیلی با بدنسازی آشنا نیستم. اما ذهنیتی در مورد بدنسازی دارم که به نظرم در مورد دانش نیز مصداق دارد:

کسانی که در باشگاه‌های بدنسازی مدرن و گرانقیمت فعالیت می‌کنند، می‌توانند وزنه‌های بسیار سنگین را بردارنداعداد و ارقام مربوط به قدرت آنها، هر روز افزایش می‌یابد و ماهیچه‌هایشان به شکل تاثیرگذاری، رشد می‌کنداما وقتی در خیابان یک سنگ می‌بینند، نمی‌توانند آن را به راحتی بردارند. یا در یک دعوای خیابانی، به سادگی توسط فرد دیگری کتک می‌خورندفردی که در یک محیط نامنظم‌تر و بدون ساختار (محیط کوچه و خیابان) برای دعوا و درگیری تربیت شده است!

قدرت این افراد بدن‌ساز، به حوزه‌های بسیار مشخصی محدود استحوزه‌ای که فقط در داخل سالن بدنسازی معنا دارد و در دنیای بدون ساختار بیرون، به آن شکل، وجود ندارداحساس می‌کنم همین مسئله در مورد کسانی که در یک حوزه‌ی بسیار محدود، متخصص می‌شوند، در مقایسه با کسانی که به دنبال ارضاء کنجکاوی خود می‌روند نیز، مشهود استآنها را کمی از حوزه‌ی تخصصی خودشان دور کنید، می‌بینید که متلاشی می‌شوند. اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند و اهمیت هر حوزه‌ی دیگری را انکار می‌کننددرست مثل بعضی از مدیران ارشد شرکت‌ها که فقط برای شرکت در جلسه‌های خسته کننده‌ تربیت شده و به دلیل این توانمندی انتخاب شده‌اند، خیلی از این متخصصان هم به دلیل توانایی تمرکز بر موضوعات خسته کننده، انتخاب شده و رشد کرده‌اند.

من با خیلی از اقتصاددان‌هایی که مدعی هستند در حوزه ی ریسک و احتمال متخصص‌اند، مناظره داشته‌اموقتی آنها را کمی از آن حوزه‌ی محدود تخصصی خودشان دور می‌کنی (اما هنوز در زمین بازی آمار و احتمال هستی) سقوط آنها را می‌بینیدرست مانند همان پهلوان‌های بدن‌سازی که در مقابل اراذل خیابانی، می‌بازند!

منبع: سایت متمم

پی نوشت: به نظرم حرف کاملا درستی هست. به شخصه در این یک سال اخیر به اندازه کل دوران کارشناسی یادگیری داشته ام. مثلاً در یک بازه چند ماهه تمرکزم را گذاشتم به یک مقاله ای که در مورد ولتست در مخازن نفتی بود (این موضوع کاملاً بی ارتباط با موضوع پایان نامه ارشد من بود). می خواستم همون روابط را برای مخازن گاز میعانی بدست بیارم. مجبور شدم یه مقدار از مفاهیم درس کنترل را یاد بگیرم (از یکی از دوستانم در دانشگاه صنعتی اصفهان کمک گرفتم). بعدش متوجه شدم که باید اول دینامیک مخازن گاز میعانی را بهتر متوجه بشم، پس با کلی جستجو دو کتاب ولتست بسیار جدید و خوب را پیدا کردم. در ادامه فهمیدم که باید مباحث ریاضیاتی مثل کانولوشن، دی کانولوشن، رگراسیون، تخمین پارامترها و غیره را هم بلد باشم. همچنین متوجه شدم که نیاز زیادی به کدنویسی هست. من اون کار را رها کردم ولی دنیای جدیدی به روی من باز شد و متوجه شدم که ضعف های من در کجا هست. یکی دو تا کار مشابه دیگه هم در دست داشتم که از آن ها هم پی به ضعف های خودم بردم. الآن هم برای چند سال آینده ام برنامه ای ریخته ام تا اون ضعف های خودم را پوشش دهم. در حقیقت من که مدعی بودم ریاضیات را می فهمیدم، متوجه شدم که اگر با یک مسأله واقعی روبرو شوم، اصلا قادر به حل اون نخواهم بود. در حد همون تست های کنکور بلد هستم. یا مثلاً من که میتونستم برخی مدل ها را در نرم افزار سفیر آنالیز کنم، متوجه شدم که مثال های واقعی دنیای متفاوتی داره و نیاز هست که من چیزهای دیگیری هم (مانند زمین شناسی) بلد باشم تا بتونم اون مدل را تحلیل کنم. خلاصه اینکه به این نکته پی بردم که در ضمن اینکه باید در حیطه علاقه خودم فعالیت کنم، در کنارش هم باید آمادگی این رو داشته باشم که اگر کمی از این حیطه دور شدم، دچار تزلزل و فروپاشی نشم. این ها درس هایی است که از دوران ارشد گرفته ام!

۱ نظر ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۴۲
صادق سلمانی